سفارش تبلیغ
صبا ویژن

روشنگری اجتماعی

من حضرت فاطمه(س) را – در طول تاریخ بشریّت – واسطةُ العِقد میان دو دوران در زندگی انسان و دو سلسله در رهبری مردم و انجام رسالت بزرگ خدائی در زمین،یعنی«نبوّت و امامت»معرّفی می کنم.و در جامعه ای که زن از هر فحری محروم است،ایشان را وارث همهء افتخاراتی که از آدم (ع)تا ابراهیم،و از ابراهیم(ع) تا محمّد(ص)گرد آمده می دانم؛و مقام ایشان را از دختر خدیجه(س)و محمّد(ص) بودن،و یا همسر علی(ع) و مادر حسن و حسین و زینب(علیهم السّلام )بودن،بزرگتر می شمارم.(سخنرانی «فاطمه،فاطمه است»،در تحلیل جامعه شناسی،تاریخی،روان شناسی و انسانی شخصیّت،رسالت و زندگی حضرت فاطمه(س)).

تسنّن اموی با تشیّع صفوی،دشمن همدیگرند؛باهم در حال جنگ اند.مقصودم از تسنّن اموی،مذهب دولتی است؛که همواره زیربنای طبقهء حاکم و در رأسش نظام خلافت و سلاطین و حکّام غزنوی و مغولی و تیموری و ایلخانی و ... است؛که زیربنایشان،از نظر اعتقادی و ایدئولوژیک،مذهب بوده.

و از ائمّه و قضات و روحانیّون اهل سنّت،آن هائی که پاک بودند،غالباً دنبال تصوّف رفتند و مردم را رها کردند.آن هائی هم که نجس بودند،جزء ظلمه شدند؛و برای آن ها مذهب،قرآن،سنّت،روایت و حدیث – همه – را توجیه کردند.

در این طرف،تشیّع صفوی،ترکیبی است از تصوّف،ملّیّت ایرانی و نهادهای سلطنت ساسانی و روپوشی از مذهب،که با تشیّع و مبانی اعتقادی تشیّع علوی،توجیه شده،و اصلاً از نظر بیانی منطبق شده.

چنان که تسنّن اموی هم،عبارتست از نظام اشرافیّت جاهلی و حکومت کیخسروی و قیصری و طبقهء حاکمی که همیشه پیش از اسلام و بعد از اسلام حکومت می کرده.این تسنّن است که به دروغ،خودش را با سنّت پیغمبر اسلام(ص) توجیه کرده.

این است که تسنّن اموی که حاکم است،سنّت خلافت است.و تشیّع صفوی،تشیّع حکومت است.این شیعهء دولتی است،و آن هم سنّی دولتی است؛و با هم در جنگند.امّا تسنّن محمّد(ص)و تشیّع علی(ع)،دو کلمهء کاملاً مترادف است.

 

ادامه دارد...