سفارش تبلیغ
صبا ویژن

روشنگری اجتماعی

نظر

 

 

بیماری دیگر روشنفکرانه،بیماری علمی و فلسفی است.این یک نوع بیماری است که نه تنها مطرح نکرده اند،بلکه آن را به عنوان عالی ترین جلوهء رشد و تکامل یک روشنفکر تلقّی می کنند.این است که امروزه می بینیم روشنفکرانی که برای نجات توده های محروم،طبقات محروم و برای مبارزه با پلیدی سرمایه داری و استعمار بسیج شده اند،اصول بدیهی انسانی را موکول و منوط و مبتنی بر نظریّات مبهم و ناپایدار فلسفی یا علمی می کنند.

 

سوسیالیست بودن به این معنی است که اکثریّت برای اقلّیّتی که کار نمی کنند،کار نکند ولی گرسنه هم نماند.این یک اصل بدیهی است و هیچ انسانی اگر انسان مانده باشد،در آن کمترین تردیدی ندارد.سوسیالیست بودن به این معناست که سرنوشت تولید و مصرفی که به سرنوشت یک ملّت،یک جامعه و یک امّت بستگی دارد،در اختیار هوی و هوس فردی که انگیزه ای جز افزون طلبی از همه طرف ندارد قرار نگیرد.

 

چنین امری بدیهی را بر فرضیّات علمی و فلسفی ای که خاصّ فلاسفه و دانشمندان این قرن و آن قرن است و هر روز متغیّرند و همه هم نسبت بدان معترف نیستند،موکول کردن،بدترین شرطی است که تاکنون در تاریخ آدمی وضع شده است.آتشی را در خانه ای پدید آورده اند:خاموش کردن آن را هرگز نباید مشروط به اعتقاد به حدوث و قِدَم عالم،اعتراف به علّت اولی یا انکار آن کرد و اثبات این امر که مادّهء آلی را می توان در آزمایشگاه به وجود آورد یا نه؟

 

درد انسان امروز این است که مقدّس ترین آرمان های انسانی که در طول تاریخ حرکت،جنبش و شور ایجاد کرده و همهء ارزش های انسانی که در این جهت شکل گرفته و بی شمار جهاد ها و شهادت ها را در همهء نظام ها و در همهء دوره ها در پی داشته است،به فرضیّات فلان فیلسوف و نظریّات فلان عالمی وابسته کرده اند که ساخته و پروردهء قرن خویش،محیط اجتماعی خویش و وراثت فرهنگی خویش و مرحلهء تکامل علم در عصر خویش بوده است.

 

ادامه دارد...