امید:تا اینجا به تعدادی از معضلاتی که در جامعهء ما وجود داره اشاره کردید.لطفا بحث رو ادامه بدید.

جمال:معضل دیگری که از بین معضلات بیشمار جامعه مون میشه بهش اشاره کرد،معضل جوگیر شدن افراد جامعه در قبال جریانها و اتفاقاتی است که در جامعه اتفاق می افته.از ساده ترین مواردش مانند چشم و هم چشمی گرفته تا تاثیر پذیری هائی که احیانا می تونه در تغییر سرنوشت یک فرد و یا حتی یک جامعه موثر باشه.

مثلا وقتی یک جنس جدید مانند گوشی همراه یا خودرو به بازار میاد و در رسانه های عمومی تبلیغ میشه،خیلی از افراد جامعه،مخصوصا جوانها دوست دارن که از اون جنس جدید داشته باشن و بعضا به هر قیمتی شده،اونو به دست بیارن؛بدون اینکه واقعا نیازی به اون داشته باشن.هرچند که اینگونه خواست ها تا حدودی طبیعی هستش و تنوع پذیری ذاتی بشر،چنین اقتضائی رو داره،اما باید توجه کرد که اینگونه مسائل از حدود طبیعی خودش خارج نشه و تاثیر منفی در سرنوشت افراد جامعه نزاره.

مخصوصا که سودجوئی های برخی افراد هم باعث میشه  که به اینگونه نیازها به شکل کاذب،دامن زده بشه.

بعضا می بینیم که در جامعه،خصلت هائی از سوی برخی جریانها در جامعه القاء میشه:مثلا بی تفاوتی در قبال سرنوشت جامعه و مسائل اون و یا مثلا القای روحیهءخوشگذرانی و بی خیالی بی قید و شرط که البته اونم در بی تفاوتی،تاثیر گذار هستش.وقتی عده ای از افراد جامعه،تحت تاثیر این مسائل قرار می گیرند،بقیه هم به مرور زمان،به این رویّه عادت می کنن و جوگیر میشن.

البته برخی جوگیر شدن ها ممکنه ظاهرا در جنبه ها و موارد ظاهرا مثبت به وجود اومده باشه که ضررش از مواردی که در بالا اشاره شد،بیشتر نباشه،کمتر نیست:

به عنوان مثال،روحیهء گذشت و فداکاری ،از خصلت های پسندیدهء هر فرد و جامعه به حساب میاد؛اما اگه این خصلت نیکو،تحت تاثیر جوسازی های دیگران، (و نه بر اساس تصمیم عاقلانهء فرد بخشش کننده) باشه،نه تنها فایده ای نداره،بلکه میتونه ضررهای جبران ناپذیری هم داشته باشه.

امید:چه طور امکان داره که خصلت زیبائی مانند بخشش،پیامدهای منفی به دنبال داشته باشه؟

جمال:اجازه بدید یک مثال ساده و در عین حال،روشن و گویا بزنم:

وقتی در یک تصادف رانندگی،فردی مجروح میشه،وظیفهء افرادی که در اون صحنه حاضر هستند و مخصوصا راننده ای که تصادف،توسط خودروی اون اتفاق افتاده،اینه که مجروح رو سریعا به مراکز درمانی منتقل کنند و بعدا اگه ثابت شد که راننده،مقصر بوده،کلیهء هزینه های درمانی و خساراتی که به مصدوم وارد شده،به علاوه، جریمهء قانونی و دیهء شرعی اون به عهدهء رانندهء خاطی( و یا سازمان بیمه گر اون راننده و خودرو) هستش.

البته اون مصدوم و یا در صورتی که تصادف،منجر به فوت شده باشه،بازماندگان شخص متوفّی،ضمن اینکه قانونا حق دارن که این هزینه ها رو بگیرن،اما از نظر اخلاقی و شرعی هم میتونن از قسمتی از اون مبالغ و یا حتی تمام اون،صرف نظر کرده و رانندهء خاطی رو مورد بخشش قرار بدن که این گونه خصلت ها،از نظر شرعی و عقلی،خیلی سفارش شده است.

اما اون چیزی که به نظر من مذموم هستش،اینه که وقتی چنین اتفاقی می افته،بعضی ها که به خیال خودشون میخوان مثلا کار ثوابی انجام داده باشن،شخص مصدوم و یا بازمانده هاشو تشویق به گذشت و عدم دریافت خسارات و دیهء مربوطه میکنن و در این کار،اونقدر پافشاری میکنن که اون مصدوم،به دلیل رودربایستی و یا جوگیر و احساساتی شدن،از حق و حقوق خودش میگذره و بعدا در درمان خودش،دچار مشکلات مالی میشه.

بدتر از اون اینه که همون لحظه ای که تصادف اتفاق افتاده،فرد مصدوم،تحت تاثیر تبلیغات به ظاهر خیرخواهانهء دیگران و علی رغم اصرار رانندهء خاطی برای بردن مصدوم به بیمارستان و پرداخت هزینه های درمانی،شخص مصدوم یا بازمانده هاش،از دریافت هزینه خودداری میکنن و حتی از مراجعه به مراکز درمانی خودداری میکنن؛اونوقت بعدا معلوم میشه که صدماتی که وارد شده،جدی بوده و هزینه های سنگینی رو که می تونسته به وجود نیاد،برای اون شخص مصدوم به وجود آورده؛در حالیکه اگه مصدوم،سریعا به بیمارستان مراجعه می کرد،اولا از جدی شدن صدمات جلوگیری میشد و ثانیا میتونست خسارات مربوطه رو از رانندهء خاطی یا بیمهء شخص ثالث اون راننده دریافت کنه.در حالیکه دریافت اون خسارات و حتی اثبات ارتباط داشتن صدمات آتی به اون تصادف،در زمانهای آینده،ممکنه اصلا امکان پذیر نباشه و رانندهء خاطی،زیر بار نره...

منظورم از بیان این مثال،اینه که ما در تصمیم گیری هامون،اولا عجله نکنیم و ثانیا تحت تاثیر توصیه ها و جوسازی های به ظاهر خیرخواهوانهء دیگران قرار نگیریم...

امید:مثال عملی جالبی بود.اما چگونه میشه بین این موضوعاتی که مطرح کردید،تعادل برقرار کرد؟بین دریافت خسارت یا بخشیدن اون و نیز پیروی کردن از توصیه های خیرخواهانهء دیگران و در عین حال،جوگیر نشدن از اون توصیه ها؟

جمال:این دیگه به فرهنگ خودمون و فرهنگ جامعه برمیگرده که اولا هیچ کسی رو در رودربایستی و فشار قرار ندیم تا مثلا کاری رو به میل ما انجام بدن و خودمون هم تحت تاثیر توصیه های دیگران قرار نگیریم.متاسفانه این مسئله در مورد ازدواج هم صادقه:تا یک پسری به خواستگاری میره،دیگران خانوادهء دختر رو تحت فشار قرار میدن تا حتما اون ازدواج سر بگیره،بدون در نظر گرفتن اینکه آیا دختره،راضی به ازدواجه یا نه و یا اصلا اون پسره،شرایط لازم رو برای ازدواج با اون دختره داره یا نه.

در حالیکه این طور فشار آوردن ها،ظاهرش ثوابه،اما ممکنه باعث مشکلات و حتی گناهان زیادی بشه.

امید:آیا مثال دیگری برای جوگیر شدن میتونید بزنید؟

جمال:بله.عرض کنم چون جامعهء ما دینی هستش و تقریبا همهء مردم،کم یا زیاد به دین پای بند هستند،بعضا موضوع جوگیر شدن،رنگ و بوی دینی هم به خودش میگیره:

مثلا وقتی فردی اظهار نظری میکنه که این اظهار نظر،با اعتقادات عده ای مخالف باشه و اون عده،اعتراض کنن و عکس العمل نشون بدن،خیلی از مردم هم که اصلا در جریان محتوای اون اختلاف نظر نیستن و اصولا توانائی تشخیص درست رو از نادرست ندارن،همینطور چشم بسته،موضع گیری میکنن و ابراز مخالفت با یک طرف و طرفداری از طرف مقابل می کنن و حتی به زعم خودشون،قربة الی الله،دست به خشونتگری و برخوردهای فیزیکی میزنن؛در حالیکه بایستی افراد صاحبنظر در مورد اون موضوعات نظر بدن.به عنوان مثال،در سالهای قبل از انقلاب که مرحوم دکتر شریعتی در حسینیهء ارشاد سخنرانی میکرد و بعدا حرفهاشو در قالب کتاب و جزوه ارائه کرد،برخی علما که بعضی مطالب ایشون رو قبول نداشتن،شروع به مخالفت با ایشون کردند:در این میون،خیلی از افرادی که اصلا سواد و تخصص لازم رو در مورد مطالب شریعتی و علت مخالفت علما رو نداشتن،چشم بسته به مخالفت با ایشون و یا مخالفت با علما پرداختند که داستانش مثنوی هفتاد من کاغذ است...خلاصه اینکه در این موارد باید به تأسی از مولی امیر المؤمنین علی علیه السلام،به یک قضاوت عادلانه و عالمانه تن بدیم و از جو سازی بر علیه دیگران خودداری کنیم...

ادامه دارد...