سفارش تبلیغ
صبا

روشنگری اجتماعی

امید:اما به نظر من،ما هرچی بدبختی می کشیم،از همین اعتقادات مردم به دین اسلامه.دینی که مربوط به گذشته است و الان با ویژگی های دنیای کنونی نمیسازه و خلاصه باید از صحنهء سیاست و روابط بین الملل کنار گذاشته بشه. 

جمال:من یه سوال از شما می پرسم و می خوام که با جواب منطقی (بله) و یا (نخیر) به اون جواب بدهید:

آیا اسلام واقعی در کشور ما پیاده و اجرا شده یا نه؟

امید:چیزی که کارائی نداشته و نداره،فرقی نمی کنه اجرا بشه یا نشه.

جمال:اختیار دارید:اگه شما به سوال من جواب می دادید،موضوع روشنتر می شد.

امید:شما خودتون جواب بدید.

جمال:عرض کنم که هر جوابی داده بشه،پشت سرش سوالات اساسی دیگه ای هم به وجود میاد:

اگر ادعا بشه که اسلام واقعی در کشور ما پیاده شده،آنوقت این سوال پیش میاد که پس این همه فسادها چیست که در جامعه مون وجود داره؛مگر نه اینکه اسلام با فساد،شدیدا مخالفه؟

اما اگه ادعا بشه که اسلام واقعی در کشور ما پیاده نشده،اونوقت با این تناقض مواجهیم  که پس از کجا فهمیدید که اسلام،کارائی لازم رو نداره؟مگه میشه چیزی رو بدون آزمایش و سنجش عملی،مورد قضاوت قرار داد؟

امید:اصلا چه لزومی داره که ما از اسلام پیروی کنیم؟اونم دینی که مربوط به 1400 سال پیشه و اصلا هم مربوط به کشور ما نیست و اصولا دینی عربی است؛در حالیکه ما در کشور خودمون دینی مثل دین زرتشتی و پیامبری مانند زرتشت داریم؟

جمال:فرمودید که اسلام مربوط به 1400 سال پیش هستش:خب زرتشت که خیلی قدیمی تره . تازه،شما دقت نکردید که اگه این دین ایرانی شما در دل این مردم جای داشت،به راحتی با حملهء اعراب به ایران،جای خودشو به اسلام نمیداد...

امید:با اون خشونتی که اعراب نشون دادن،طبیعیه که مردم از ترس شون هم که شده،اسلام رو بپذیرند و باهاش کنار بیان.

جمال:عجب!یعنی شما می فرمایید که اعراب مسلمان،از طریق خشونت،علاوه بر جسم انسانها،حتی بر روح ها و دلهای مردم تسلط پیدا کرده اند؟این که خیلی حرف تناقض داری هستش:

اون خشونت مورد ادعای شما رو اگه با نمونه های مشابهش مقایسه کنیم،به نتایج جالبی می رسیم:ارباب کلیسای کاتولیک در اروپا،سالهای سال بر مردم حکمرانی کردند و بدترین خشونت ها رو هم در جهت تفتیش عقاید مردم اعمال کردند:چه دانشمندانی رو که به خاطر عقایدشان که مخالف عقاید کلیسا بود،در آتش سوزاندند و چه خونهای زیادی رو بر زمین ریختند؛اما همین مردم تحت سلطهء اروپا،آن رنسانس و نوزائی معروف رو به وجود آوردند و از زیر یوغ کلیسا آزاد شدند.

یا مثلا در دوران معاصر،شوروی سابق رو در نظر بگیریم:چه انسانهائی رو به خاطر عقایدشون کشتند و به سیبری تبعیدشون کردند و  یا هفتاد سال با اون ادبیات فاخر خودشون و نویسندگان تواناشون،ادبیات کمونیستی رو بر مردم تحمیل کردند؛اما به محض فروپاشی شوروی بعد از هفتاد سال،اکثریت مردم به اعتقادات قبلی خودشون بازگشتند.

حالا اگه این دو مثال رو در نظر بگیریم،باید عرض کنیم که بعد از تضعیف دولت اعراب مسلمان،باید ایرانیان هم به دین محبوب(!) خودشان بر می گشتند که دیدیم بر نگشتند...

امید:به نظر شما چرا برنگشتند؟

جمال:به دلیل اینکه مردم ایران که سوابق تمدنی بالائی در مقایسه با اعراب داشتند،گم شدهء خودشون رو در دین اسلام یافتند.دین اسلام با فطرت انسانی کاملا تطابق داره و برای انواع نیازهای انسانی،اعم از روحی و جسمی و یا مادی و معنوی و...پاسخگوست.مخصوصا برای سرنوشت بشریت هم حرفهائی داره و انگیزه های قوی.در حالیکه سایر ادیان و از جمله زرتشت،چنین ویژگی هائی رو نداره.

امید:چرا چنین ادعائی می کنید؟مگر نه اینکه از نظر شما،تمام ادیان الهی،ریشهء وحیانی و خدائی دارند؟

جمال:درسته که همهء ادیان الهی یک ریشهء مشترک دارن؛اما سایر ادیان،اولا تاریخ مصرفشون سپری شده و ثانیا دچار تحریفات اساسی ای شده اند که اونا رو دچار تناقضات اساسی ای کرده.

امید: در  مورد این ادعایتان توضیح بدید.

                                                            ادامه دارد...