سفارش تبلیغ
صبا

روشنگری اجتماعی

بعد از پیروزی بنی امیه،شیعه به مبارزه ای زیرزمینی دست می زند و این مبارزه از زمان امام حسن(ع) - آخرین خلیفهء رسمی که موفق نمی شود حکومت کند و رهبری همهء امت را به دست بگیرد - شروع می شود.از اینجا مبارزهء جناح محکوم - از نظر اجتماعی - با طبقهء کاملا حاکم بر همهء ارزشهای حقیقی انقلاب اسلامی آغاز می شود.مشکل کار این است که این طبقهء حاکم در زمان پیغمبر(ص) با همهء ارزشهای اشرافی اش،عریان به میدان آمده بود و اینک بعد از پیغمبر(ص)،با پوشش انقلاب.و این سرنوشت همهء انقلابهاست که به سادگی در جبههء خارجی پیروز می شوند - چون صف دوست و دشمن مشخص است - و در جبههء داخلی شکست می خورند.

 

بعد از پیامبر(ص)،اشرافیتِ رانده شده باز میگردد،با این تفاوت که ارزشهای جاهلی اش را با قرآن و سنت و به نام شعائر اسلامی،توجیه می کند.و اشرافیت،نه بر گِرد بت،که بر گِرد کعبه می چرخد و به جای آوردن لات و عزّی به میدان،قرآن را بر سر نیزه می کند و در دفاع از خویش،نه از اساطیرالاولین،که از وحی و توحید و کعبه و روزه و نماز و مسجد،سخن می گوید.

 

قرآن،سنت،توحید،کعبه،ماه رمضان،نماز جماعت،امام و امام جماعت،و همهء احکام و عقاید و حقایقی که طبقهء محروم - بلال ها و ابوذرها - تمام تمایلات و ارزشهای انسانی و آرزوهایشان را در این شعار ها می شناختند و به اینها پناه می آوردند و با اینها مجهز می شدند و در جهاد با اشرافیت،اینهمه،سلاحشان بود،دیگر خلع سلاح شده بودند و همه به دست دشمن افتاده بود و طبقهء محروم،بی سلاحی در دست،در برابر دشمنانی قرار گرفته بود که سلاح دوست به دست داشتند.تا کار به جائی می رسد که علی(ع) - مظهر طبقهء محروم و مبارزهء ضد طبقاتی - با فریاد الله اکبر مؤمنی جاهل در محراب مسجد به خون می غلطد و حسین(ع)با فتوای دینی اسلامی شهید می شود.و تمام وارثان جاهلیت،به عنوان بزرگترین فاتحان اسلام - در تاریخ و در زمین - معرفی می شوند.و جهان را می گشایند و ملتها را گروه گروه به اسلام می آورند؛اما اسلامی که دیگر اسلام نیست؛بلکه جاهلیتی است اسلام پوشیده و ضد انقلابی است که در انقلاب به پیروزی رسیده.

 

شیعه،همان ایرانی و رومی و عرب محروم است که از نظام های طبقاتی و اشرافی،و برای رسیدن به رهبری انسانی و عدالت و نفی تبعیضات طبقاتی و نژادی به اسلام پناه آورده است. ومی بینید که همان اسلام وجود دارد و همان شعار هاست؛اما در دست قیصر ها و مؤبد ها و کشیش ها و پاپها،که نامی دیگر گرفته اند.اکنون این پناه آورده به اسلام،مسلمان است و قرآن را کتاب وحی خویش می داند و می خواهد به قرآنش تکیه کند - همچنانکه ابوسفیان و ابوجهل به لات و عزّی تکیه می کردند و بر قرآن شمشیر می کشیدند - اما می بیند که قرآنش - پناهگاه و مرجعش - در دست ابوسفیان ها و ابوجهل هاست.و اینهایند که تمام نسخه های کتابش را تکثیر می کنند و انگشتان کسی که به خون علی و همهء برده ها،محروم ها،حق طلب ها و عجم ها رنگین است،تکثیر کنندهء نسخه های قرآنند در سراسر دنیا...

ادامه دارد...