آنها به وسیلهء مذاهب – چه مذاهب حَقّه و چه مذاهب حُقّه – مردم را در بدبختی،بردگی و اسارت نگاه می داشتند و اینها به وسیلهء علم،هنر،فلسفه و ایدئولوژی،مردم را به اغفال و اضلال می کشانند!آنها بُعدی از طبقهء سه بُعدی حاکم بودند،اینها هم بُعدی از همان طبقهء حاکم اند.در هر حال،نقش همان نقش استحمارگری است که ایفاگر،تغییر نام داده است...

 

همواره از این شیوه کراهت داشته ام که فرضیه ها و قوانین جدید علمی و حتی اختراعات تکنیکی را دانسته و ندانسته،بلغور کنم و آنگاه،آیات قرآن یا احکام اسلام را به آنها بچسبانم.چنین سبکی معمولا حاکی از عقدهء حقارتی است در برابر غرب و عکس العمل روانی عقب مانده ها است در قبال پیش افتاده ها که می کوشند خود را کتمان کنند و حتی با ارزشهای منسوب به قوی تر،خود را توجیه!و متأسفانه امروز،حتی بعضی از مبلّغین اسلام و پاسداران فرهنگ اسلامی هم،به خاطر عقده گشائی های ناشی از اتهام به ارتجاع و عقب ماندگی،و نیز اشتباها،به خیال نفوذ در نسل جوان تحصیل کرده!به سختی دچار آن شده اند.

 

چنین کاری علاوه بر تشدید عقدهء حقارت در مؤمنین که خود را به فرهنگ اسلامی وابسته می دانند و آن کشفیات علمی را از آنِ از ما بهتران!،در همین نسل جوان تحصیل کرده هم بیزاری و فرار بیشتر ایجاد می کند و اسلام را مذهبی می شناسد که حرف تازه ای ندارد و برای اثبات اصالت خود که در برابر دنیای جدید،خود را متزلزل یافته و حسابی ترسیده است،به منطق و روح و بینش حاکم بر افکار امروز متوسل می شود و آن هم چه ناشیانه و بی ثمر!

 

این نسل ملتهب هرگز خواهان آن نیست که اسلام،به یاری قوانین علمی یا اختراعات و اکتشافات اروپا و آمریکا توجیه شود.این نسل بی آرام،در جستجوی جهت گیری اجتماعی صحیحی است که دردها،نیازها و مسئولیت های اجتماعی او را در مسیر حرکت زمان پاسخگو باشد،خواهان و پذیرای عقیده و مذهبی است که در مسیر زمان حرکت کند و عوام را آگاهی دهد و خواص رامسئولیت و بهترین داروی دردهای اجتماعی او باشد.

 

از همین رو است که نه تنها نمی خواهد مثلا بعد از کشف اشعهء لیزر،آیه یا حدیثی برای تطبیق آن پیدا کند،یا پرواز آپولو را از سورهء بقره استخراج کند،بلکه اساسا از هر چه به نام تکنیک و تکنولوژی و فلسفه و علوم جدید است شدیدا نفرت دارد،چه،این همه را آلت قتالهء خویش می یابد و او،هرگز از اینکه آمریکائی ها یا اروپائی ها خیلی از اسلام و تشیع تعریف می کنند،خیلی خوشش نمی آید و به اسلام خوشبین نمی شود،روشنفکر امروز دنیای سوم در برابر بزرگان غرب،عقدهء حقارت ندارد،عقدهء غارت دارد! و این دو یکی نیست.نسل جستجوگر امروز ما،مذهبی را می خواهد که او را از این خیرگی و خودباختگی و احساس حقارت در برابر تمدن غرب رهائی بخشد و مردم را از یوغ تمدن مصرفی تحمیلی آنها،که آزادی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی او را از چنگش ربوده اند،نجات دهد...

ادامه دارد...