شیعه به عنوان یک حزب تمام،حزبی است که از یک طرف،از اصیل ترین اصول و ارزشهای ملت ابراهیم یا اسلام،با بینش و خط مشی شیعی شکل می گیرد و از طرف دیگر،پاسخگوی ایده آل روشنفکران است و در تحقق رسالت ها و رهبری انسانها.

 

به طور خلاصه،شیعه تجلی اسلام است در شکل یک حزب با جهان بینی،زیربنای ایدئولوژیک،هدف(رسالت)،فلسفهء تاریخ،انسان شناسی،شعار،پایگاه طبقاتی،جهت گیری طبقاتی،جهت گیری سیاسی،بنیاد اقتصادی،رژیم رهبری،سنت مبارزه،سازمان،استراتژی و تاکتیک حزبی که سنت و استراتژی مبارزهء آن،در مبارزات مستمر و شکوهمند دویست و پنجاه سالهء ائمهء شیعه تکوین یافته و در طول هفت هشت قرن بعد(تا صفویه)با جبهه گیری ضد ظلمه و تکیه بر اسلام اهل بیت(ع)،به دست علما،مجاهدین،وعاظ،شعرا و حتی ذاکرین و مداحین شیعه پاسداری شده است.

 

همین یادآوران یا ذاکرین سید الشهدا(ع) بودند که در آن هزار سال سیاه که شیعه جهت خود را عوض نکرده بود،در قلب تاریک تاریخ،بزرگترین رسالت را در راه مبارزه با جهل مردم ستمدیده و جور حکّام ستمگر به عهده داشتند.اینها بزرگترین فریاد شهادت در میان مردم بودند.اینها ذاکر یا یادآور شهادتی بودند که دستگاههای ضد مردم مدعی سنت و خلافت!همواره در پی از یاد بردن آن بودند.ذاکر و یادآور بودند تا مبادا فراموش شود که این خونها را چه کسانی و برای چه منظوری ریخته اند...اما متأسفانه پس از صفویه...(هیس!)

 

البته گمان نرود که می خواهم الگوی آن احزاب رایج را که امروز در دنیا وجود دارند به شیعه بچسبانم!هرگز!ماهیت همهء آن دکانها کم و بیش،برای همه کس روشن و شناخته شده است.همه می دانند که اینها جملگی پرده های زیبای نفاق است بر روی فریب ها،دروغها،غرض ورزی ها و تزویرهای قدرتهای همیشه حاکم تاریخ،که تا دیروز عریان بودند ولی امروز به زیر این سرپوش ها رفته اند.همه آگاهند که اینها همان مردم کشی ها و بی عدالتی هاست که امروز در زیر پوشش های فریبنده،نام مردمداری و عدالتخواهی و بخصوص دموکراسی،لیبرالیسم و ... به خود گرفته است.

 

بر خلاف آنچه عمدا شایع کرده اند،این علم نبود که دین را در اروپا تضعیف کرد؛بلکه رشد طبقهء بورژوازی بود که مذهب را و معنویت را همراه بسیاری از فضائل انسانی،روز به روز از دایرهء زندگی انسان،بیشتر و بیشتر خارج کرد!

 

استحمارگران قدیم که قدرتی از قدرتهای سه گانهء طبقهء حاکم بودند،مذهب و حتی مذاهب برحق را تا زمانی که در بین مردم تضعیف نشده بود،وسیلهء استحمار مردم قرار می دادند،اما از زمانی که این عامل[مذهب] در جامعهء غربی[به وسیلهء رشد طبقهء بورژوازی]تضعیف شد،گروه تازه ای جانشین آن گردید از دانشمندان ،هنرمندان،فیلسوف مآبان و ایدئولوگها و غیره که کارشان باز همان استحمار مردم است منتهی از قماش نوین اش!

ادامه دارد...