امر به معروف و نهی از منکر،دو اصلی که تمامی آنچه را که امروز،روشنفکران مترقی،متعهد و وجدانهای خودآگاه و روح های پیکارجوی در راه نجات بشریت و رستگاری ملتهای دربند و عدالت جامعه های قربانی تبعیض و ستم به نام مسئولیت اجتماعی و تعهد روشنفکر در قبال مردم طرح می کنند،در خود دارد و بسیاری از آنچه را که هنوز طرح نکرده اند نیز هم!

 

و نیز هرچه را که در هر زمانی و هر نظامی،روشنفکران آینده و وجدانهای انسانی و آگاه تاریخ فردای بشریت به عنوان معروف برای مردم خویش آرزو کنند و در امر آن بکوشند.و هر آنچه به عنوان منکر،فاجعه ای برای مردم خویش ببینند و در نهی آن جهاد کنند!

 

معروفهای دیگر و منکرهای دیگر:امتی که نه شرقی است و نه غربی،برای مردم خروج کرده است و در قلب تپندهء زمان و در میان توده های مردم جهان،وراثت پیامبران تاریخ را به دست دارد و بار سنگین رسالت خاتمیت را بر دوش و مسئول،تا انفاق مال کند و ایثار جان،در راه امر به معروف های همیشه و نهی از منکر های همیشه!و در راه مردم بمیرند به همان آسانی که نماز می خوانند و از مردم،یادی و نامی را نیز به پاداش شهادت خویش،چشم نداشته باشند که این امت،شهید مردم اند و محمد(ص) شهید آنان،امت محمد اند و هر یک،محمد مردم!در قوم خود رهبری می کنند و پاداش پیامبر با خداست،گروهی که با ایثار خویش به خلق پیوسته اند؛اما نه به سیاست،که به عشق!

 

ما در میان این دو پایگاه روشن و مشخص،بی پایگاه مانده ایم که نه در قالبهای کهنهء موروثی توانسته ایم منجمد بمانیم و نه قالبهای عرضه شدهء تحمیلی را توانسته ایم بپذیریم چرا که برای نسل قدیم،تصمیم گرفته اند و برای نسل نو،می گیرند و از این رو،ما دلهرهء ارزیابی،تصمیم و انتخاب را خود به جان خریده ایم تا راه سرنوشت خویش را بی نیاز از دیگران،ولو به هر قیمت،خود آغاز کنیم...

 

در میان مردمی هستیم که بسیاری شان وقتی هوا آرام است و حتی آفتابی و بوی بهار به دماغشان می خورد،فضا را از چهچهه شان پر می کنند؛اما تا حس می کنند کمی هوا پس است و باد به خیمهء دوست نمی وزد،با همهء عظمائی،صد و هشتاد درجه پیچ می خورند و بدتر از این،مثل سعد ابن ابی وقاص(در رفراندم معاویه علیه علی(ع))سکوت می کنند و سیاست بی طرفی پیش می گیرند و بدتر از این،مثل ناکثین،ناکثی می کنند و بر سنت کوفی لایوفی! و احتیاطی می شوند و تا دیدند که حق و حقیقت و مسئولیت و این جور مطالب!فعلا مصلحت نیست و هم صدمهء مالی دارد و هم مقامی . هم صنفی و هم موقعیتی و هم وجهه ای و هم گاهی بدنی!یا پس می کشند و این پس کشی را با هزار دلیل عقلی و شرعی،وظیفهء دینی و مصلحت اجتماعی معرفی می کنند و برای آنکه تنها گذاشتن دوست را در روزهای سختی توجیه کنند،سخن دشمن را تکرار می کنند...!

 

ادامه دارد...