تبدیل اسلام از ایدئولوژی به مجموعه ای از سنت های ناخودآگاه اجتماعی و قالبها و ظاهرهای ثابت متحجر موروثی و عادتی که ویژهء عوام است،آن را عوام زده کرده است و منحط و در عین حال،عوام را نیز به نوبهء خود در انحطاط سنتی و ناخودآگاهی ارتجاعی تقویت نموده و تثبیت.(رابطهء دیالکتیکی و متقابل میان جامعهء منحط و فکر منحط).

 

و نیز تبدیل اسلام از ایدئولوژی به مجموعه ای فرهنگی مرکب از فلسفه و علوم و فنون تخصصی که ویژهء خواص است،آنرا بینشی فلسفی و نقشی علمی داده است و طبیعتا همچون دیگر مکتب های فلسفی و علمی و مجموعه ای فرهنگی،از متن زندگی و مسیر حرکت جامعه و رهبری زمان به گوشهء تفکر فلسفی و تخصص علمی و تعقل فنی و مباحث کلامی و ذهنی کشانده و حساسیت در برابر سرنوشت مردم و احساس دردها و شناخت نیازها و روح حرکت و آرمان خواهی و عدالت طلبی و جهاد در راه نجات و رستگاری مردم و مبعوث شدن بر مستضعفان زمین و تعهد رسالت ذاتی و هدف اصلی اش یعنی امر به معروف و نهی از منکر را از دست گذاشته و با این همه،پاک دور و بیگانه شده است.

 

آنچنانکه غیبت خویش را از متن حیات و حرکت و هدایت زمان خویش،احساس هم نمی کند و این است که از فریاد درد و اعتراض و دعوت امثال ما مردم که از این غیبت و عزلت و بیگانگی اش با اساسی ترین مسئولیت هایش که فلسفهء وجودی اوست،به شگفتی می آید که مگر چه شده است؟این همه داد و فریاد چرا؟چرا به روحانیت اهانت کردی؟چرا به کسانی که عمر را در بحث و درس و فقه و اصول و حکمت و علوم دینی صرف کرده اند،اعتراض می کنی؟

 

و راست هم می گوید زیرا به عنوان حکیم مذهبی،عالم مذهبی،فقیه مذهبی،مقدس اند و محترم و ارزش کارشان بالاتر از آنکه کسی حق اعتراض داشته باشد.زیرا با بینش فلسفی و علمی،آنان عالی ترین چهره های فرهنگ دینی و علمی مایند.

 

اما اگر با بینش ایدئولوژیک،با بینش اسلامی- اسلام نه به عنوان یک فرهنگ،بلکه یک رسالت،پیام،هدایت،راه رستگاری و نجات و عدالت و... – بنگریم،می بینیم که ایدئولوژی ها همه حضور دارند و در متن احساس و ایمان و مسئولیت و آگاهی و واقعیتها و دردها و نیازها و بحبوحهء زندگی و مردم و نسل جوان و گروه روشنفکر ما،دست اندر کار تلاش و دعوت و بسیج اند،حتی ایدئولوژی های انحرافی،منحط،حتی پوچ گرائی نیهیلیسم و لاابالی گری...اما اسلام غایب است.اسلام را دو تکه کرده اند،یک تکه اش را به صورت احکام عبادی و مراسم و شعائر ناآگاهانهء تکراری موروثی،برای عوام عقب مانده،در تکیه ها و روضه ها و دوره ها،یک تکه اش را به صورت رشته های تخصصی علمی در مدرسه ها و به قول بعضی،برای اهل فن!اسلام فنی!

ادامه دارد....