در صورتی که ایدئولوژی،یک جهان بینی و مکتب و خط مشی اعتقادی است که هدفش هدایت،آگاهی دادن،حرکت بخشیدن،آزاد کردن مردم است و ارائهء شیوهء مشخصی از زندگی و شکل ایده آل از شخصیت انسانی و آرمان های مقدسی در مسیر وجودی نوع انسان یا قوم خود و بالطبع،اخلاق،ارزشها و مسئولیت های معین و این همه بر اساس تلقی خاصی از جهان و فهم ویژه ای از حقیقت نوعی انسان.

 

در این معنی است که ایدئولوژی،نزدیکترین فاصله را با مفهوم دین،نبوت و رسالت پیامبران بزرگ و به اصطلاح:اولوالعزم و صاحب کتاب پیدا می کند و نزدیکتر از مکتب،چرا که ایدئولوژی،روشنفکر می سازد؛اما مکتب،فیلسوف و عالم و هنرمند و...و به عبارت دیگر:عالم و فیلسوفی مانند ارسطو،مکتبی را ارائه می دهد که بیشتر ابوعلی سینا،غزالی و ... را می پرورد؛در حالیکه محمد(ص)،ایدئولوژی ای را مطرح می کند که توّابین و سربداریه می سازد.شخصیت هائی چون علی و حسین و ابوذر و دعبل و کمیت و ... می پرورد.

 

فلسفه و علم:پدیده شناسی می کنند؛تا مرز معرفت پیشتر نمی روند؛در برابر طبیعت،جامعه و انسان،یک آئینه اند؛آگاهی اند؛ارزش ها را توجیه می کنند؛تو را تشریح می کنند،کشف می کنند؛فیلسوف و عالم می سازند.اما:

 

ایدئولوژی:ایمانی است که بر اساس مفاهیم خودآگاهی،هدایت،رستگاری،کمال،ارزش،آرمان و مسئولیت استوار است؛ارزیابی خوب و بد می کند؛به هدایت دست می زند؛یک دست!؛راستین و تمام با خودآگاهی تحقق می یاید؛ارزشها را می کشد و می آفریند؛تو را خلق می کند؛روشنفکر مجاهد می پرورد.

 

فیلسوف و عالم تماشاچی جهانند و ایدئولوگ مدعی ای که در جایگاه خدا ایستاده است و امر و نهی میکند و خوب و بد،ویران می کند و می سازد،انتقاد می کند و تصحیح،خط مشی تعیین می کند و جهت و شعار و آرمان...آنچه در مفهوم ایدئولوژی به گونهء ذهنی مطرح است،همان عناصری است که تشکیل دهندهء مصداق کامل دین است:


ایدئولوژی را در عالی ترین،مترقی ترین و کامل ترین مفهوم آن-نه آنچنان که هست،بلکه آنچنان که انسانهای آگاه و روشنفکران مسئول و مترقی و انسان خواه و پیشتاز امروز،در ذهن خویش می پرورند،با دین در کامل ترین شکل آن که تحقق یافته است و هست،مقایسه کنید و ببینید که چگونه ایدئولوژی انسانی با اسلام،به عنوان کامل ترین دین الهی،با یک زبان حرف می زنند.اصطلاحات اساسی را که بیان کنندهء عناصر اصلی هرکدام است در هر دو بجوئید و با شگفتی ببینید که روشنفکر مسئول امروز با اسلام،تا چه حد زبان مشترک دارد؟اصطلاحات،در هر دو،برخی در معنی و برخی حتی در لفظ،یکی است:


ایدئولوژی:پیام.رسالت.تعهد.مسئولیت.مبارزه.مردم!برابری.عدل.نفی فاصلهء طبقاتی.اصالت انسان.انسان خدای طبیعت.پارسائی انقلابی.نفی مالکیت فردی.مالکیت اجتماع.رهبری.سرمایه داری.سود از آنِ سرمایه نیست.اصالت اقتصاد.بهره کشی.آلیناسیون یا حلول دیو پول در انسان پول پرست،سوسیالیست های اخلاقی:دربارهء انسان در نظام بورژوازی.زندگی پست بورژوازی.اقتصاد زیربنای اخلاق و معنویت.نفی استعمار.فقز ریشهء فساد.تولید از آن بازوی تولید است نه منبع تولید.انقلاب نهائی تاریخ.ایمان به آینده.جامعهء بی طبقهء موعود.حکومت مردم.شور و رأی.رهبری از بالا در دوران انقلاب.رازداری.اطاعت تشکیلاتی.

ادامه دارد...