قومی که از نظر فکری و روانی،خود را دگرگون نساخت و شایستگی نعمت و قدرت را در خویش پدید نیاورد،در راه کسب معروف تلاش ننمود،در راه طرد منکر،مبارزه نکرد،خدا هرگز سرنوشت وی را که به دگرگونی خویش دست نزده است و شایستگی نعمت و قدرت را در خویش ایجاد نکرده است و در برابر معروف و منکر،مسئولیت احساس نمی کند،به عنوان پاداشی در ازای ایمان به خویش،دگرگون نخواهد کرد!

 

در یک کلمه،پیشرفت و عزت،حاصل عمل است و رستگاری حیات و سیادت یک اجتماع،در گرو جهد برای معروف و جهاد علیه منکر است و آنها که ایمان به خدا دارند،اما در عمل عاجزند و از مسئولیت امر و نهی اجتماعی گریزان،ایمان به خدا آنان را سودی نمی بخشد!و سرنوشت کنونی دنیا این درس را به تلخی به ما می آموزد!

 

این است که خدا در آنجا که از امت برتر سخن می گوید،امر به معروف و نهی از منکر را مقدم آورده است.پس چرا،ایمان به خدا را نیز بر این دو افزوده است،هرچند پس از امر و نهی؟جان سخن در همینجا است و بزرگترین درس!

 

آری،هدف؟مردم!مسئولیت؟امر به معروف و نهی از منکر!اما تنها کسانی می توانند بهترین امت را در جهان تشکیل دهند و تنها امتی می تواند به راستی و به تمامی اخلاص،به خاطر مردم قیام کند که از همهء بندها و پیوند های روحی و مادی فردیت خویش خارج شود و برای انجام مسئولیت رهائی بخشش در قبال مردم،علیه همهء قدرتهای ضد مردم خروج کند و در این رستاخیز،تنها و تنها،هدفش مردم باشد و برای مردم،رسالتی نه قهرمان وار که راهبر وار به عهده گیرد که:به خدا ایمان داشته باشد.

 

اعجاز زبان را ببین!از یکسو عمل و مسئولیت اجتماعی را بر ذهنیت و ایمان مذهبی مقدم می آورد.زیرا می خواهد بر عینیت و عمل تکیه کند و از سوئی دیگر،می خواهد بیاموزد که بهترین عمل و خالصانه ترین مسئولیت اجتماعی و جهاد و تلاش در راه مردم،از منیع لایزال و قدرت شکست ناپذیر خداپرستی تغذیه می کند و خداپرست راستین است که می تواند مردم دوست راستین باشد و رهائی بخش مخلص!

ادامه دارد...