اسلام،بی مسئولیت امر و نهی،ممکن است یک دین باشد،اما مسلما اسلام نیست،چه،ارزش عملی و نقش انسانی و قدرت اجتماعی اسلام،بر این دو پایه استوار است و تصادفی نیست که از اسلام،همین دو پایه را باز گرفته اند و یا بدتر از آن،در حد ابتذال،آنرا حقیر کرده اند.

 

در این آیه،دو مفهوم امت - در مسئولیت مردمی - و امر به معروف و نهی از منکر - در اصالت عمل و رسالت امت - عالی ترین و بلیغ ترین قلّهء تعبیر را پیدا کرده است:شما بهترین امتی هستید که برای مردم قیام کرده اند،خروج کرده اند.این بهترین امتی که هدفش مردم است چه می کند؟بر چه پایه هائی استوار است؟بر سه پایه:به معروف امر می کنند؛از منکر نهی می کنند؛به خدا ایمان دارند.شگفتا!چرا برعکس؟این چه ترتیبی است؟یک مذهبی،این چنین درجه بندی می کند؟اول،امر به معروف،دوم نهی از منکر،سوم ایمان به خدا؟

 

اهل فن و کسانی که به علوم دین و منطق شرع واردند،می دانند که اول ایمان به خداست،بعد نوبت به عمل می رسد.تازه کدام عمل؟اصلاح خویش!بعد که از اصلاح خویش فارغ شدی!نوبت به اصلاح دیگران می رسد و تکلیف امر و نهی،آن هم اول نهی از منکر است،بعد امر به معروف!

 

مگر ندیده ای در غالب مواعظ دینی که بیشتر،دم از نکن نرو نخوان نباش نشو نفهم می زنند تا برو بخوان بفهم بشو!چرا اینطور است؟ اما آیهء قرآن است که این جور، مطالب را با این ترتیب نقل کرده است:  امر به معروف، نهی از منکر، ایمان به خدا.

 

راستی چرا قرآن چنین ترتیبی را دستور داده؟شک نیست که ایمان به خدا پایه است،خداپرستی مقدم است و مقدمه،آری،این یک امر بدیهی است،قرآن نمی خواهد تکرار مکررات و ابلاغ بدیهیات کند،می خواهد درس بدهد،آگاهی بدهد حرف تازه ای بزند،آنچه به ذهن معمول ما نمی آید،به ما بیاموزد،حقیقتی عملی،حرفی به درد بخور،یک آموزش تازه،یک هدایت فکری،یک پرورش عملی،یک پیشگیری از انحراف.

ادامه دارد...