تصادفی نیست که قرآن،بیش از مشرکانی که آشکارا در برابرش ایستاده اند،از مسلمانانی که در پشت اش به «نفاق» جا گرفته اند،به خشم و نفرت سخن می گوید.یک سورهء مستقل،به نام این گونه مسلمانان است![سورهء منافقون] بیهوده نیست که پیغمبر(ص)وقتی در مکهء پر از شرک،تنها بود،بی هراس،روی در روی بت ها فریاد می زد؛و در مدینه - که همچون نگینی از «بالا و پایین،چپ و راست و شمال و جنوب،شهر کوچکش را در تنگنا گرفته اند» - با چهره ای آرام و مطمئن و سرشار از یقین به پیروزی بر خصم،در خندق کلنگ می زند.و اکنون که بر سراسر شبه جزیره،سایهء خویش را گسترده است و خطر مشرکان و وحشیان را همه جا نابود کرده است و در شمال و جنوب،نیش دو امپراتوری عظیمی را که با جهان بازی می کردند،از بُن کشیده است و در همهء نبرد های نابرابر با خصم،پیروز باز گشته است؛در اوج اقتدارش،هنگامی که می خواهد با مردم وداع کند،این همه بیمناک است و این همه بیمناک سخن می گوید که:

مردم!پاره های شب تیره،سر در دنبال هم فرا می رسند...!او می داند که اسلام،هرگز از قلّت عددش شکست نخواهد خورد...

او می داند که اسلام را شمشیر مشرکان و منکران خدا،قطعه قطعه نخواهد کرد.او می داند که اسلام،در صحن? صریح نبرد به زانو در نمی آید.او می داند که خانه اش را،حامیان رسمی دین اش ویران می کنند.او می داند که علی(ع) را اصحاب بزرگش خانه نشین خواهند کرد و مقدسین نمازخوانِ روزه گیر و زاهدند که وی را در صفّین،تنهایش می گذارند و در نهروان به روی او شمشیر می کشند و بالأخره در محراب،به خونش می کشند!

او می دانست که محراب مسجد،قتلگاه «علی(ع)» خواهد بود.او می دانست که ابوذر،نه در جهاد قبرس و به شمشیر کفر،بلکه در ربذه و به فتوای مفتی رسمی اسلام - کعب الاحبار - و دستور صحابی متقی ذوالنّورین اش – عثمان - تنها و گرسنه خواهد مرد.او می دانست که دوست دلاورش «حجر ابن عدی» را،گواهی شخصیت های برجستهء اسلام و فتوای مفتیان رسمی دین،ذبح خواهد کرد تا شرعی باشد!

او می دانست که «عاشورا»،قتل عام و اسارت خاندان اش،نه در قادسیه خواهد بود و نه در «یرموک»،نه به شمشیر خسرو و سزار،نه به فتوای مؤبدان مجوس و نه کشیشان نصارا و نه احبار یهود و نه برهمنان سومنات،بلکه به فتوای مفتی اسلام و به فرمان امیرالمؤمنین - خلیفهء اسلام - عبیدالله ابن زیاد - حاکم حکومت شرع - عمر- فرزند فاتح و مجاهد نامور اسلام- و بالأخره به دست خیل الله،سپاه اسلام،که همه جا سرزمین های کفر را فتح می کردند و به جای کلیسا و کِنِشت و بتکده،مساجد خدا را بر پا می داشتند و ندای ملکوتی اذان را بر شرق و غرب عالم می گستردند،و قرآن را جمع و تکثیر و ترویج می کردند؛و بالأخره سپاهی که در پیروزی عاشورا،به جای شرابخواری و پایکوبی و فساد،سپاس خدا را روزه می گرفتند و به پاس نجات مذهب اسلام از خطر « این خارجیانی که بر دین محمد(ص) خروج کرده اند،بر خدا عاصی شده اند و بر خلیفهء رسول خدا(ص) شوریده اند و شقّ عصای مسلمین کرده اند»،صد ها مسجد ساختند!

ادامه دارد...