سفارش تبلیغ
صبا
روشنگری اجتماعی

روش شناخت اسلام:

برای شناخت اسلام،نمیتوان منحصراً یک «روش» را انتخاب کرد؛زیرا که اسلام،دین یک بُعدی نیست.

اسلام دینی نیست که فقط مبتنی بر احساس عرفانی انسان و محدود به رابطهء انسان و خدا باشد؛بلکه این،یکی از ابعاد دین اسلام است.برای شناخت این بُعد،باید روش فلسفی را در پیش گرفت؛چرا که رابطهء انسان و خدا در فلسفه - به معنای اندیشهء آزاد کلی ماوراء علمی – مطرح شده است.

بُعد دیگر این دین،مسئلهء زیستن و زندگی کردن انسان بر روی خاک است؛که برای تحقیق در این بُعد،باید از روشهائی که در علوم انسانی امروز مطرح است،استفاده نمود.

اسلام،دین تکالیف فرد در زندگی کردن است.از طرفی،اسلام،دین جامعه ساز و تمدّن ساز نیز هست؛که برای شناخت این بُعدش،لازم است روش هائی را که در جامعه شناسی و تاریخ مطرح است،به کار برد.

پس اگر به اسلام،فقط از یک زاویه نگاه کنیم،تنها یک بُعد از این منشور چندپهلو را نگریسته ایم؛که حتی اگر درست هم نگریسته باشیم،برای شناخت آن کافی نیست.برای نمونه،خود کتاب قرآن،ابعاد گوناگون دارد،که علمای بزرگ در طول تاریخ،بعضی از ابعاد آن را بررسی کرده اند.مثلا یک بُعد،مسائل لُغوی و ادبی قرآن است،که ادبا و هنرمندان بسیاری،آن را حلّاجی کرده اند.

بُعد دیگر قرآن،مسائل فلسفی و اعتقادی آن است که متکلمین و فلاسفهء امروز،باید درباره اش بیندیشند.بُعد دیگر قرآن که از همه مجهول تر مانده است،بُعد انسانی و مسائل تاریخی و جامعه شناسی و روان شناسی قرآن است.علت مجهول ماندن این بُعد،این است که علم جامعه شناسی و روان شناسی و علوم انسانی،از علوم طبیعی،جدیدتر است و همچنین تاریخ و علم تاریخ،جدیدترین علمی است که در دنیا پیدا شده است.

برای شناخت یک شخصیت بزرگ،دو راه اساسی وجود دارد که قطعا باید طی شوند:

اول تحقیق در مورد اندیشه ها و افکار او؛

دوم بررسی شرح حال او از آغاز تا انجام.

یک مذهب هم مانند یک شخصیت است:افکار آثار یک مذهب،کتاب آن است؛یعنی متن مکتبی که مردم را به آن دعوت می کند.شرح حال مذهب هم،تاریخ آن است.

بنابراین برای اینکه اسلام را درست و دقیق و با روش امروزی بشناسیم،دو راه اصلی وجود دارد:

اول قرآن به عنوان مجموعهء اندیشه ها و آثار فکری و علمی شخصیتی به نام اسلام؛

دوم تاریخ اسلام،یعنی شرح تحولاتی که از آغاز بعثت تا به امروز،برآن گذشته است.بنابراین شناخت قرآن به عنوان متن اندیشه های اسلام؛ و شناختن تاریخ اسلام،به عنوان شرح حوادث گوناگون اسلام در مراحل مختلف،دو راه اصلی است که منجر به شناخت علمی و دقیق اسلام می شود.

یک روش دیگر،برای شناخت اسلام وجود دارد و آن،روش « تیپ شناسی » است.در جامعه شناسی،تیپ بندی مسائل و مقایسهء آنها با یکدیگر،روشی است بسیاری از دانشمندان جامعه شناس به آن معتقد بوده که به آن، تیپولوژی می گویند.

برای شناخت اسلام،پنج وجهه یا تیپ مشخص اسلام را با چهره های مشابه سایر مذاهب(اعمّ از مذاهب برحق و مذاهب ناحق) مقایسه می کنیم:

1)خدای اسلام .2)پیغمبر اسلام.3)قرآن.4)شکل ظهور و مخاطبین پیغمبر(زیرا که هر پیغمبری بعثت خودش را به شکلی عنوان می کند:یکی مخاطبش را ناس[مردم] قرار می دهد و دیگری امرا و اشراف.یکی دیگر مخاطبانش علما و فلاسفه و خواص.گاهی پیغمبری[دروغین]به صورت تقرب به یک قدرت موجود ظهور می کند و پیغمبری[راستین] به صورت مدّعی و مخالف قدرت موجود،به نفع مردم.5)دست پروردگان زبدهء هر دین و مذهب،یعنی نمونه ترین و نماینده ترین چهره هائی که این دین یا مذهب تربیت کرده و به جامعه و تاریخ،عرضه داشته است.زیرا همانطور که برای شناخت درست هر کارخانه و یا زمین کشاورزی،بهترین راه این است که کالای صادره از آن کارخانه و یا محصول به دست آمده از زمین را مطالعه کنیم،در مورد دین و مذهب نیز،انسانهای تربیت شدهء آن مذهب،کالاهائی هستند که در این کارخانهء انسان سازی پرورده شده اند.

بنابراین برای شناخت اسلام بر اساس این روش،ابتدا باید خدا یا «الله» را شناخت.برای شناخت «الله» راههای مختلفی وجود دارد؛از قبیل توجه به کائنات و تفکر در آن،یا روش های فلسفی و اشراقی و عرفانی و یا آزمایش در جزئیّات و...

اما روشی که من عرض می کنم،روش « تیپ شناسی » است و آن به این شکل است که ما تیپ،سنخ،سیما، مفهوم و خصوصیاتی را که از «الله» در اسلام مطرح شده،بررسی نمائیم:که مثلا آیا قهّار است؟رحیم است؟مافوق همهء هستی است؟آمیخته شده با انسان است؟آیا به انسان نزدیک است یا دور؟ جنبهء رحمانیّتش بر قهّاریتش غلبه دارد یا به عکس است؟و خلاصه تیپش چگونه تیپی است؟چه جور خدائی است؟

ادامه دارد...




      

مصاحبه دکتر احمد طیب رئیس الازهر دربارهء شیعه و سنی در شبکه نیل مصر که بسیار جالب است:

- خبرنگاری سؤال کرد آیا به نظر شما عقاید شیعه مشکل ندارد؟

شیخ طیب جواب داد: نه چه مشکلی دارند، 50 سال پیش شیخ شلتوت فتوا داده است که شیعه مذهب پنجم اسلام و مانند مذاهب دیگر است.

- خبرنگار گفت: فرزندان ما در حال شیعه شدن هستند چه باید بکنیم؟

شیخ جواب داد: خوب بشوند مگر کسی از مذهب حنفی با مالکی برود ما اشکالی به او می گیریم؟ خوب این ها هم از مذهب چهارم به مذهب پنجم رفته اند.

- خبرنگار پرسید شیعیان با ما درحال قوم و خویشی هستند و با فرزندان ما ازدواج می کنند.

شیخ جواب داد: چه اشکالی دارد، بین مذاهب ازدواج آزاد است.

- خبرنگار گفت: می گویند شیعیان قرآنشان فرق می کند.

شیخ طیب پاسخ داد: این حرف ها خرافه پیرزن ها است. قرآن شیعیان با ما هیچ فرقی ندارد و حتی رسم الخطشان نیز مانند قرآن ما است.

- خبرنگار گفت: 23 روحانی از یک کشور(عربستان) فتوا داده اند که شیعیان کافرند، رافضی هستند.

شیخ گفت: برای مسلمین جهان فقط الازهر می تواند فتوا دهد و فتوای آنها اعتباری ندارد.

- خبرنگار گفت: پس این اختلافاتی که بین شیعه و سنی مطرح می کنند چیست؟

شیخ پاسخ داد: این اختلافات سیاست خارجی است و می خواهد بین شیعه و سنی اختلاف بیاندازد.

- خبرنگار گفت من یک سوال جدی دارم: شیعیان که ابوبکر و عمر را قبول ندارند، چگونه می گویید این ها مسلمان هستند؟

شیخ طیب گفت: بله قبول ندارند، اما مگر اعتقاد به ابوبکر و عمر جزو اصول دین اسلام است؟

قصه ابوبکر و عمر یک قصه تاریخی است و تاریخ به اصول اعتقادات ربطی ندارد.

امام زمانشان از 1000 سال پیش هنوز زنده است.

شیخ پاسخ داد: خوب ممکن است، چرا ممکن نباشد، ولی دلیلی ندارد ما اعتقاد آنان را داشته باشیم .

- خبرنگار پرسید: آیا ممکن است کودک 8 ساله امام باشد؟ شیعیان معتقدند کودک 8 ساله امام شده است.

شیخ گفت: وقتی یک طفل در گهواره پیغمبر بشود اینکه یک کودک 8 ساله هم امام باشد عجیب نیست، هرچند ممکن است ما به عنوان اهل تسنن این اعتقاد را قبول نداشته باشیم؛ اما این موضوع به اسلام آنها صدمه ای نمی زند و آنها مسلمانند.

دکتر شجاعی فرد استاد مکانیک دانشگاه علم و صنعت بعد از بیان گزارش بالا گفت:

این مناظره برای من بسیار جالب بود

و تلاش کردم تا با شیخ طیب تماس برقرار کرده و از او تشکر کنم.

در تماس تلفنی به او گفتم شما بهترین دفاع را از شیعیان کردید و اگر یک روحانی شیعه آنجا بود شاید اینگونه دفاع نمی کرد و حداقل ملاحظه هایی می کرد اما شما حتی اعتقاد به ابوبکر و عمر را هم از اسلام جدا کردید.

شیخ طیب گفت:

وقتی که آیت الله خامنه ای اینطور محکم جلوی آمریکا ایستادگی کرد و توانست در بحث انرژی هسته ای آمریکا را به زانو درآورد، از این طرف هم سید حسن نصرالله و حزب الله هم جلوی رژیم صهیونیستی ایستادند و کمر اسرائیل را در جنگ 33 روزه شکستند، من دیدم که این ها افتخار اسلام است و آمریکا و دوستانش می خواهند این ها را کار شیعه تندرو معرفی کنند و بگوید شیعه هم مسلمان نیست و رافضی است و این افتخار را از جهان اسلام دور کنند؛ برای اینکه جوانان ما احساس غرور بکنند که این افتخارات متعلق به اسلام است، 8 برنامه در تلویزیون برگزار کردم تا بگویم شیعه مسلمان است و شیعه با ما هیچ فرقی ندارد و یکی از مذاهب اسلام است .




      

بنابه گواهی متون تاریخی و روایات موثق، روزی سه تن از علمای یهود نزد علی(ع) آمدند و پرسش‌هایی را مطرح ساختند، و حضرت تنها به این شرط راضی به پاسخ دادن به آنها گردیدند که اگر آن پاسخ‌ها را موافق با تورات یافتند هرسه فرد یهودی به دین اسلام درآیند. آنها پذیرفتند و سوالات خود را این‌گونه مطرح کردند:
1- قفل آسمان‌ها چیست؟
امام علی(ع): همانا قفل آسمان‌ها شرک به خداوند است و مرد یا زنی که مشرک باشد، عمل او به سوی آسمان بالا نمی‌رود.
2- کلید آنها چیست؟
امام علی(ع): گواهی «لااله‌الاالله» و «محمد رسول‌الله(ص)» است.
3- کدام قبر با صاحبش راه رفت؟
امام علی(ع): آن قبر ماهی‌ای بود که یونس(ع) را بلعید و او را در دریاهای هفت‌گانه گردانید.
4- آن کیست که قوم خود را بیم داد و ترسانید، درحالی‌که نه از جنیان بود و نه از آدمیان؟
امام علی(ع): آن مورچهء سلیمان(ع) بود که به ماموران گفت: ای گروه ماموران! داخل خانه‌های خود بروید تا توسط سلیمان و لشکریان او پایمال نگردید.
5- پنج چیز بر روی زمین راه رفتند، درحالی‌که در رحم خلق نشده بودند، آنها کدامند؟
امام علی(ع): آدم، حوا، ناقه صالح(ع)، گوسفند ابراهیم(ع)، و عصای موسی(ع).
6- صدای حیوانات چه چیزی را بیان می‌دارد؟
امام علی(ع): خروس می‌گوید: «اذکرالله یا غافلین» خدا را یاد کنید ای غافلین. اسب می‌گوید: «اللهم انصر عبادک المومنین علی عبادک الکافرین» خداوندا یاری ده بندگان مومن خود را بر بندگان کافرت. وزغ(قورباغه) می‌گوید: «سبحانه ربی المعبود المسج فی لجج‌البحار» پاک و منزه است پروردگارم که مستحق پرستیدن است و تنزیه می‌کنند او را درمیان دریاها.
پس از آن، علمای یهود که سه نفر بودند، دو نفرشان بلند شدند و شهادتین را بر زبان جاری ساختند و مسلمان گردیدند، و عالم سوم آنها ایستاد و گفت: یا علی! آنچه از نور اسلام در دل رفیقان من افتاد، در دل من نیز افتاده است، لکن یک مسئله دیگر مانده است که چون از آن پرسش نیز جوابم را بگویی بی‌شک مسلمان می‌گردم! حضرت فرمود: بپرس! سپس آن عالم یهودی سوالاتی را درباب جزئیات ماجرای اصحاب کهف بدین نحو پرسید:
7- تاج پادشاهی که در زمان اصحاب کهف، حکومت می‌نمود از چه چیزی ساخته شده بود؟
امام علی(ع): نام او دقیانوس بود و تاج او از طلای مشبک بود و هفت رکن داشت و بر هر رکنی مروارید سفیدی نصب کرده بودند که در شب‌های تار مانند چراغ روشنایی می‌داد.
8- نام غلامان این پادشاه چه بود؟
امام علی(ع): آن سه غلام که در سمت راست می‌ایستادند: «تملیخا»، «مکسلمینا» و «منشلیا» نام داشتند، و آنان که در جانب چپ بودند «مرنوس»، «دیرنوس» و «شاذریوس» نامیده شده بودند.
9- نام سگ اصحاب کهف چه بود؟
امام علی(ع): رنگش سیاه و سفید بود و نامش «قطمیر» بود.
سپس حضرت علی(ع) فرمودند: ای یهودی! آیا این پاسخ‌ها موافق و برابر بود با آنچه در تورات شما آمده است؟
عالم یهودی عرض کرد: به راستی که یک حرف زیاد و کم ننمودی و من شهادت می‌دهم به وحدانیت خدا و رسالت محمد(ص).
منابع:
1- قصص‌الانبیاء، راوندی، ص 255
2- عرائس‌المجالس، ثعلبی نیشابوری، ص 413
3- حیو‌ةالقلوب (تاریخ پیامبران)، محمدباقر مجلسی.